|
|
|
|
|
توی چشام نگاه نکن این لحظه های آخرم آخ که چطور دلم بیاد چشماتو گریون ببینم میرم ولی اینو بدون چشم انتظارت می شینم می رم ولی گریه نکن نذار از عشقت بمیرم شاید تو اوج بی کسی با عکست آروم بگیرم میرم ولی بدون یکی خیلی تورو دوست داره یکی که از دوری تو سر به بیابون می ذاره خدانگه دار عزیزم دارم می رم از این دیار اینجا کسی منو نخواست تو هم منوتنها بذار اینجا غریب بودم ولی هیچکی نپرسید از کجاست مسافرم باید برم گریه نکن خدا نخواست دوستم نداشتی اما من عادت کردم به بودنت غریب بودم نامردم تورو ازم ربودنو میرم ولی بدون فقط تویی دلیل بودنم مهمون نوازی کردنات منو ازاینجا رونده میرم ولی گریه نکن نذار از عشقت بمیرم شاید تو اوج بی کسی با عکست آروم بگیرم میرم ولی بدون یکی خیلی تورو دوست داره یکی که از دوری تو سر به بیابون میذاره خدانگه دار عزیزم... |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
بعد یکدفعه رهاش نکنیم چون خرد میشه میشکنه وآهسته می میره... یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره... قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم... یادمون باشه که هیچکس رو بیشتر از چند روز چشم انتظار نگذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره... یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمی خوام ببینمت چون زندگیش رو ازش می گیریم. |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
در دادگاه عشق قسمم قلبم بود وكيلم دلم بود وحضار جمعي از عاشقان ودلسوختگان قاضي نامم را بلند خواند و جرمم را دوست داشتن تو اعلام كرد. پس محكوم شدم به تنهايي ومرگ كنار چوبه دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم ومن گفتم: به تو بگويند دوستت دارم براي هميشه.
وبه اميد رسيدن به او زندگي مي كنم |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
بياد بياور كسي را كه الان به خاطر تو تنهاست. وقتي پر از سكوت شدي بياد بياور كسي رو كه الان به صدات خيلي محتاجه. وقتي كه خيلي دلتنگ شدي بياد بيار كسي رو كه خيلي دوست داره. |
||
|
|
|
|
|
كسي راكه دوستش داري دوستت ندارد كسي كه تو را دوست دارد تو دوستش نداري اما كسي كه تو دوستش داري واو هم تو را دوست دارد به رسم وآيين زندگاني به هم نمي رسيد. |
||
|
|
|
|
|
وگرنه محبوب كه همه چيز در يد قدرت اوست تورا درآتش عشق خود خواهد سوزاند. |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
نيمه شب بود ويكي به در كوبيد وگفت: عاشق اين خانه ام باخود گفتم هر كس است ديوانه است. گفت قاضيم در دادگاه عشق پس از چندي نوبت پرونده توست گفتم بي گناهم" گفت:گناه كاري "جرمت ديدن جانانه است. طبق اصل بند عشق وعاشقي كيفرت حبس ابد در گوشه ميخانه است با خود گفتم:ساكن ميخانه بودن خود شبي شكرانه است. گفتم حاضرم يار را بوسم چه باشد كيفرم. گفت: سوختن همچون سوختن پروانه است. گفتم سوختن از بهر دل كار بسي مردانه است. خشك شد قاضي در جاي خويش ليك گفت:اين پسر صد مرتبه ديوانه است. |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
اي خدا كي ميشه روزي كه بدون واهمه بتونم عشقمو فرياد بزنم بين همه بگيرم دستاي گرمشو تو دستام هميشه بدونم دلم ديگه هم سفر تنهاييشه نزنه شور جدايي دله تنگ و بي قرار لحظه ديدن روي ماه اون گله بهار مثه پروانه كه گرد گل همش پر ميزنه دله تنگم نمي تونه از نگاش دل بكنه بدوزم چشمامو تو چشماي پاك و بي رياش بخونم راز قشنگ عشقو از تويه چشاش بزنم بوسه به اون لبهايي كه دلم ميخواد بدونه آرزومه فقط بهش خنده بياد موهاي لطيفشو شونه كنم دونه دونه بخونم ترانه مهر و وفا ، عاشقونه بكنم زمزمه وقتي سر رو شونم ميزاره عزيزت دوست داره ، بدون واست جون ميزاره
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
در جلسه امتحان عشق من مانده ام ويك برگه سفيد! يك دنيا حرف ناگفتني ويك بغل تنهايي ودلتنگي... درد دل من در اين كاغذ كوچك جا نمي شود! در اين سكوت بغض آلود قطره كوچكي هوس سرسره بازي مي كند! وبرگه سفيدم عاشقانه قطره را به آغوش مي كشد! عشق تو نوشتني نيست عزيز... در برگه ام كنار آن قطره وقت تمام است. برگه ها بالا... |
||
|
|
|
|
|
هيچ فكر نمي كردم به جرم عاشقي اين گونه مجازات شوم
و ديگر كسي سراغم نخواهد امد
قلبم شتابان ميزند
شمارش معكوس براي انفجاردرسينه ام آغاز شده
ومن تنهايي خود را در آغوش ميكشم
تنها ماندم...
|
||
|
|
|
|
|
هميشه سعي كن اوني روكه دوستش داري بدست بياري وگرنه مجبوري اوني روكه به دستش مياري دوست داشته باشي
|
||
|
|
|
|
|
حذر از عشق هرگز اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم چون مزرعه تشنه به باران برسيم يامن برسم به يار يا ياربه من ياهر دو بميريم وبه پايان برسيم |
||
|
|
|
|
|
مراصدبار ازخود براني دوستت دارم به زندان خيانت هم كشاني دوستت دارم چه سودازمهر ورزيدن چه حاصل ازوفاكردن مرالايق بداني يانداني دوستت دارم
|
||